سرزمين نور

 

از ازل بودي و تا ابد خواهي بود...

 

اي خداي يكتاي بي همتا!

اي هستي محض!

اي آنكه از ازل بودي و تا ابد خواهي بود!

اي سرچشمه تمام خوبيها و زيباييها!

و اي شنونده خوب راز و نيازم!

مرا به مقام عزتت رهنمون ساز

تا چون تو عزيز باشم

و مرا به چشمه زيباييت ملحق كن

تا به رنگ تو درآيم

و به معدن نور برسان

تا انساني نوراني و ملكوتي باشم

اي هميشه زيبا!

در انديشه اجابت دعا نيستم...

همين لذت مرا بس،

كه با تو گفتگو مي كنم…

...

 

بي تو قطره ام و با تو دريا...

 

اي مهربان من!

بي تو هيچم و با تو همه

بي تو قطره ام و با تو دريا

بي تو ذره ام و با تو،

عالمي از توانايي و قدرت

اي خداي بزرگ و مهربان من!

هرگز رشته اتصال مرا از خود

پاره مكن

لحظه اي مرا به خود وامگذار

و دمي رهايم مكن

خدايا!

آنچه تو را از من مي گيرد و مرا از تو،

لذت گناه است

پس اين افيون ماندگار را از من بگير

و هوس را در تنم خاكستر كن

و از عطر سجاده پاكان،

در سجاده دلم بپاش

تا لذت حضور تو،

آنچه غير توراست، از وجودم پاك كند

اي مهربان ترين مهربانان!

...

 

قلبم را از آفتاب مهرباني لبريز گردان...

 

نازنينا!

تو را در شبنم اشكهايم جستجو مي كنم

در روياهايم با پاره ابرهاي سپيد،

بر سرخي گونه هايت،

عاشقانه بوسه مي زنم

و سرشار از ترنم،

ترانه نماز تو را مي خوانم

تا مرا دلي ساده و آسماني ببخشايي

و قلبم را از آفتاب مهرباني لبريز گرداني

مهربانا!

ياريم كن

تا به روزهاي روشن و معصوم فردا

اميدوار باشم

و با دوستي و مهرباني و يكرنگي

غرور خاكستري را بشكنم

و در معراج نگاه تو

به اوج قداست جانم برسم

اي مهربان ترين مهربانان!

...

 

ستاره اي در مسير عشق و رستگاريت...

 

مهربانا!

مي خواهم در درياي وصال تو،

موج شوم...

مي خواهم در آبي نگاه تو،

اشك شوم...

و مي خواهم،

در مسير نقره فام عشق و رستگاريت،

ستاره شوم...

ستاره اي، از جنس آيينه و ايثار

و با لحظه هايي كه عطر تو را دارند

به سمت آسمان نيايش تو،

پرواز کنم...

اميد آنكه، درهاي اجابت را برويم بگشايي...

...