سرزمين نور
نيم نگاه عاشقانه تو...
كريما!
در بلنداي نمازم
فرش وجودم را
از گرد شك مي تكانم
و بيراهه هاي وهم را مي گذرانم
الهي!
اين نماز،
از شوق نيم نگاه عاشقانه توست
نه از سر چشم داشت من
فقط براي توست
تو كه باران مهرت
بر سجاده نمازم باريدن گرفته است
اي محبوب من!
وجودم را حفظ كن
تا در گلستان عشق پژمرده نشود
و نگذار دستان قنوتم بر زمين افتد
اي مهربان ترين مهربانان!
...آن روياي سبز انتظار...
پروردگارا!
امشب آسمان، پنجره مي گشايد
تا شميم آمدن مهدي موعود را
به منتظرانش مژده دهد
آن روياي سبز انتظار،
آن تكرار حديث عشق، در ندبه آدينه ها
و آن سايه روشنتر از خورشيد
او مي آيد
تا بر گونه هاي باران خورده انتظار
دست نوازش كشد
و به قلبهاي ما آرامش جاودانه عطا نمايد
او مي آيد...
سالروز ميلاد باسعادت حضرت مهدي موعود(عج) بر تمام عاشقانش مبارك باد
...درود خدا بر تو كه بهتريني...
اي مهربان پنهان!
اي غايب موعود!
مرا بخواه
كه تو سرچشمه حياتي
و بي تو همه عطش و سوز
و من، هر سحرگاه
لبريز از مهر تو،
تشنه وصال تو،
اميدوار به دوستي تو،
خدا را مي خوانم
كه مرا در طاعت تو ياري كند
و به پيرويت ثباتم بخشد
اي مولاي من!
اي امام مهر!
اي مقتداي آبهاي زلال!
درود خدا بر تو كه بهتريني!
...اي مهربان پروردگار من!
خدايا!
اي مهربان پروردگار من!
همه شوق و محبت من
به درگاه توست
تو را اي معبود مهربان
با همه وجودم از درون،
دوست مي دارم
تو نيز مرا دوست بدار
و در ميان مردم عزيز دار
كه آنكه تو بخواهي
عزيز مي داري
و آنكه تو نخواهي
خوار و حقير مي گرداني
اي مهربان ترين مهربانان!
...يا ذاكر الذاكرين!
پروردگارا!
غبار غفلت، آسمان دلم را به تيرگي كشانده
و دوري از تو،
رسواي دو جهانم كرده
اگر نبود گلبانگ دعوتت،
كدام جسارت از اين بالاتر
كه نام تو را
بر زبان آلوده ام جاري سازم
و ياد تو را
در آيينه زنگار زده دلم به تصوير كشانم
تو فراتر از آني
كه در فهم من در آيي
و من فروتر از آنم كه لاف درك تو زنم
من به چهار ديواري هوسهاي خويش محدودم
و تو نامحدود مطلقي!
يا ذاكر الذاكرين!
...آفتابي ترين سجده ام را نثارت مي كنم…
پروردگارا!
صحيفه سجاديه را مي گشايم
تا جانم را با روح ذكر و نيايش،
همراز گردانم
و در آغوش كلمات ملكوتي اش
عرش را بپيمايم
و تماميت ذكر تو را با تمام وجودم
احساس كنم
و آنگاه است كه زلال و باراني،
آفتابي ترين سجده ام را نثارت مي كنم...
...سلام بر حسين!
سلام بر تو اي نزديكترين نام به خدا!
سلام بر تو اي سفينه عشق!
سلام بر تو كه توفندگي حماسه و عرفانت،
كربلايي به وسعت آفرينش ساخت
و دل از كف دلدادگان ربود
مدينه را شور حضور تو پر كرده است
شميم لبخند پنجره ها،
فضا را عطرآگين نموده
و آسمان،
خيره به نور افشاني منزل وحي،
نام زيباي تو را زمزمه مي كند
و زمين،چه سعادتمند،
گهواره حضور تو شده است
اي رهبر عاشقان و دلدادگان!
اي حسين!
ميلادت گرامي باد!
ولادت با سعادت سلطان عشق، امام حسين(ع)، بر عاشقانش مبارك باد
...اي معبود بي نهايت من!
خدايا!
تو بزرگي و سراسر شكوه
گستره وجود تو را پاياني نيست
هستي تو ازلي و ابدي است
نه زمان در برت مي گيرد
و نه مكان بر تو حد مي زند
بي انتهايي و مطلق بي نهايت
و من، ذره اي بي مقدار،
در گوشه اي بي نهايت كوچك
از اين عالم بزرگ هستي
در خلوتي حقير، از اين كره خاك
اي معبود بي نهايت من!
اي بزرگترين و با عظمت ترين!
در پهناي بي نهايت لطف تو،
چه مي شود اگر من نيز جايي بيابم؟
چه مي شود اگر باران عفو تو،
بر سياهي گناهانم ببارد؟
بخشايش تو براي ستم كاران است
و من بسيار بر خود ستم كرده ام
پس مرا در پناه بخشايش خود قرار ده
كه تو مهربان تريني!
...ملك هستي از آن توست
خدايا!
تو را شكر مي كنم
بيش از آنچه هر سپاسمندي،
سپاست گفته باشد
و به آغوش مهر تو پناه مي آورم
از مكر حسودان و ستم بيدادگران
اي يگانه معبود من!
بي همتايي!
و ملك هستي، از آن توست
در حاليكه تو خود از آن بي نيازي
نه كس را ياراي رويارويي با توست
و نه كس را توان نزاع با تو
رحيما!
بر محمد و خاندان پاكش درود فرست
و مرا چنان شكر نعمت آموز
كه به خشنودي تو رسم
لطيفا!
تا زنده ام، از گناهكاري و خطا دورم دار
و به زلال تلاوت كلامت، گناهانم را بشوي
اي مهربان ترين مهربانان!
...اقرا باسم ربك الذي خلق...
مهربانا!
امشب، واژه هاي زيباي قرآنت،
به سبكي نسيم بهاران،
به پرواز در مي آيند
تا بر جان برگزيده آفرينش بنشينند
و پايه گذار برترين حكومت صالحان را
مبعوث كنند
به ميمنت اين شب مبارك،
تو را به زيباترين نامهايت مي خوانم
تا رستگاري مبعوثان حرمت را
نصيبم فرمايی
فرا رسيدن عيد مبعث مبارک باد
...سلام بر تو
سلام بر تو ای هفتمين فروغ امامت!
سلام بر تو ای وارث شهادت!
سلام بر تو ای قبله نيازمندان!
سلام بر تو ای آزادترين اسير
و ای آزاده ترين زندانی!
تو که زندان، گلستان عبادتت بود
و زندانيان سنگ دل،
اسير کرامت و بزرگواری ات،
تو که زنجيرهای ستم
و تازيانه های دشمنی و کينه،
قبل از شکنجه و آزار تو به سجده افتادند
و دل بی رحمشان،
در برابر خلق نيکوی تو به رحم آمد
سلام خدا بر تو ای امام هفتمين
که تن رنجيده و روح بلندت،
شاهد مظلوميت خاندان توست
سلام و درود بی پايان الهی بر تو و دودمان پاک تو باد
...الهي! بخوانمان...
به شكوه قبه خضرا
به غربت بقيع
به سرگرداني كبوترهاي بي تاب
به صفاي زمزم
به خوف و رجاي صفا
الهي!
بخوانمان...
اين دل، سخت تنگ است و بيقرار....
...اللهم صل علي محمد و آل محمد
ميخواهم برايت بگريم
ميخواهم زار بزنم
دلم بيشتر از هميشه گرفته است
دير زمانيست كه تو را كم دارم
تو را كه با يادت زندگي مي كنم
تو هماره با مني
مثل مهري بر پيشانيم
ولي اين كافي نيست
من تو را بيشتر ميخواهم
تو را كه روحم،
به ياد قامت سبزت تطهير مي شود
من تنها،
بر دامنت كه تا آسمانها وسعت دارد
آرام خواهم گرفت
و تن خسته ام را
كه زخم چهارده قرن بر خود دارد
زير قدمهايت كه بوي عدالت مي دهند
پهن خواهم كرد
تو را مي طلبم
تويي كه گلزخمها را خوب مي فهمي
به اميد جمعه موعود
...نماز؛ تجلی عشق
نماز؛ ستون دين، معراج مومن، ميزان اعمال، نور چشم پيامبر و ياد خداست. و ياد خدا، آرامش بخش دلها و جانها.
نماز؛ تجلي عشق است در آيينه عرفان و نردبان صعود است بر بام نور. ملكوت و قيام روح است در قامت بندگي و آزادگي. اوج دستهاي به قنوت رفته و گره خورده بر دامن كبرياست.تعظيم سرهاي خم شده در ركوع و سجده بر سجاده راز و نياز با پروردگار است.
نماز؛ كليد گشايش دروازه هاي دعا و بارش ابر كرامت بر كوير تشنه وجود و ديواني است كه هر كلمه اش برگي از دفتر اسرار خلقت آدمي را مي گشايد. بشارت بهشت را در يادها زمزمه مي كند و تلخي عذاب جهنم را بر كامها مي چشاند. قفس خاكي تن را تا اوج عبادت و اطاعت عروج مي دهد. زنجيرهاي معصيت را از پاي وجود مي گشايد و در سجده گاه تسليم، پرنده دل را به بلندترين قله هاي عبوديت به پرواز در مي آورد.
نماز؛ حضور قلب است در محضر خدا؛ اما كدام قلب؟ قلبي كه پيمانه اش با شراب معصيت لبريز شود مگر جايي براي حضور در نماز خواهد داشت؟
نماز؛ تفهيم معناست بر خمير دل و جان و چه زيباست درك اياك نعبد و اياك نستعين و چه زيباتر دريافتن اهدنا الصراط المستقيم .
براستي در نماز به چه مي انديشي؟ به كدام نعمت؟ كدام رحمت و كدامين قدرت را به سجده مي روي؟ كدام عظمت را به خاطر مي آوري؟ آيا پشت پرده هاي نازك انديشه ات بلندي قله عزت و افتخار بندگي خداوند را در عمق سجده هايت مي يابي؟ به درگاه كدام اقتدار سر تعظيم فرود مي آوري؟
نماز؛ حرف دل است از نيازمنديها و اعتراف بر بي نيازي او. نماز؛ عاشقانه ترين ارتباط ميان خالق و مخلوق، خالصانه ترين اظهار بندگي و در نورديدن قله هاي عبوديت است.
نماز؛ يعني پرواز روح آدمي بر اوج آسمان معرفت، فرو افتادن پرده هاي غفلت و شكافتن حجابهاي حايل ميان عاشق و معشوق. در يك كلمه نماز؛ معراج مومن است.
نماز؛ شكستن بتهاي خودپرستي است. غرق شدن در درياي بي كران كرامت و فنا شدن در جوار رحمت الهي. نماز؛ مستي عاشقانه بنده اي است كه جرعه نوش جام محبت است. نماز؛ تماشاخانه جمال است و منظرگاه جلال خالق در بندگي خلق. عظمت او در افتادگي عبد و جلوه عزت او در تواضع بندگانش بر درگاهش.
نماز؛ هر بار عهد و پيمان دوباره با خداست بر بندگي او و بريدن از غير او، بر اطاعت او و گريز از معصيت او، و اقراري بر قصور و خطاي خويش و كرامت او، حقارت خويش و بزرگي او، بندگي خويش و پروردگاري او، نياز خويش و لطف او و... .
...
