سرزمين نور

 

ذكر نامت،آرامش بخش جانهاست...

اي خالق نور!

اي برتر از نور!

چه زيباست راز و نياز با تو، در دل شب...

چه باشكوه است باران اشك

در حين زمزمه هاي عاشقانه قنوت...

اي آنكه ذكر نامت،آرامش بخش جانهاست!

مرا به مهرباني ات ببخشاي...

و دل پريشان و طوفاني ام را،

لبريز آرامش نما...

اي بخشنده بي منت!

در برابر مقام كبرياييت زانو مي زنم

و به اميد لحظه هاي اجابت،

سر بر آستان بندگي ات مي سايم

و آرام زمزمه مي كنم: شُكْراً لله...

...

 

دلخوشم به بنده نوازيت...

اي رحم كننده ترين رحم كنندگان!

اعتراف مي كنم به خواري خود و بزرگي تو

من بنده اي ناتوان و درمانده ام

كه همه وجود و هستي ام،

محض نگاه عاشقانه توست...

خداي من!

اي مهربان ابدي!

در دل سجاده عشق و بندگي،

دست به دعا بر مي دارم

تا اجابت كني همه آرزوهاي قشنگ بندگانت را...

من نيز،

دلخوشم به بنده نوازيت...

تا نگاهت را از من برمگيري

و قلبم را از مهرو عطوفت بي پايانت سرشار كني...

...

 

تو مي داني و من نمي دانم...

اي فرياد رس فرياد رسان!

و اي داناي نهان ها!

از ميان قنوتهايم،

و با زبان دل، صدايت مي زنم...

يقين دارم كه تو،

شنواي خوب راز و نيازم هستي...

خدايا!

تو مي داني و من نمي دانم...

تو مي تواني و من نمي توانم...

پس،

مرا به خودم وامگذار!

و روح بي قرارم را،

از عشق آسمانيت سرشار گردان...

به اميد رحمتت، اي روشنگر دلهاي عاشقان!

...

 

چشمان باراني ام را در روز عيد عاشقان، نثارت مي كنم...

محبوبا!

شبهاي دعا و مناجات رمضان چه زود گذشت...

تو را سپاس مي گويم

كه ياريم فرمودي به يك ماه روزه داري و نيايش...

الهي!

رمضان رفت اما

رحمت بي پايان تو، همه ماهها را در برگرفته...

پس،

از تو مي خواهم كه

مرا از مقبولان درگاهت قرار دهي

و همواره از حس پرغرور با تو بودن سرشارم كني

خداي خوب من!

كمكم كن تا هرگز قول و قرار شبهاي قدر را فراموش نكنم

من نيز،

به شكرانه همه لحظات سبز راز و نيازم با تو،

چشمان باراني ام را

در روز عيد عاشقان، نثارت مي كنم...

 

فرا رسيدن عيد سعيد فطر بر شما عاشقان، مبارك باد

...