سرزمين نور
چهارمین سالگرد رفتنت...
مادر...
هنوز هم
آن تک ستاره ای که به آن خیره می شدیم
شب، بر فراز خانه ما جلوه می کند
و بر سکوت و غربت من خیره می شود
من بارها، بر صفحه آن،
چهره تو را منقوش دیده ام
بسیار در خیال
آن را، به یاد روی تو در بر کشیده ام...
هر جا که بگذرم
هر جا که بنگرم
پر می کشد به تربت پاکت نگاه من...
(سپیده کاشانی)
پ.ن: با امروز شد 1460 روز که تنهایم گذاشتی....روحت شاد مادرم
...نويسنده: نورا | ۱۳٩٠/٦/۱٠ |
پيام هاي ديگران()

